X
تبلیغات
معجزات سادات - احترام و فضیلت سادات

معجزات سادات

فضیلت سادات

سادات

سید کیست؟  

 «سید» در اصل به معناى كسى است كه صاحب مجد و عظمت است. و به همین اعتبار،

نسل پیامبر اسلام را سید می گویند.

دشمنان سادات همیشه سعی بر آن داشتند تا سید بودن را کوچک بشمارند وپایمال کنند

ولی به برکت وجود آقا امام زمان سعی آنها بی نتیجه مانده است.

  اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام بهمن 1391ساعت 23:9  توسط فیروزه سادات میرکاظمی  | 

در فضـیلت احـترام بـه سـادات

در فضـیلت احـترام بـه سـادات

در كتاب «جامع الأخبار»می نویسد:رسول خدا(ص) فرمود:
 
من رأی أولادی و لم یقم بین یدیه فقد جفانی،و من جفانی فهو منافق.
 
هر كس یكی از فرزندان مرا ببیند و در برابرش( به احترام او)بپا نخیزد،در واقع به من ستم روا داشته است و كسی كه در حق من ستم نماید منافق است.

 
در حدیث دیگری آمده :
 
من رأی أولادی ولا یقوم قیاماً تامّاً ابتلاه الله تعالی ببلاء لا دواء له.
 
هر كه فرزندان مرا ببیند و به (احترام آنان)كامل بپا نخیزد،خدای متعال او را به بلایی مبتلا می كند كه دوایی نداشته باشد.

 
در كتاب «مقتل خوارزمی»آمده:رسول خدا(ص)می فرمود:
 
یقوم الرجل للرجل إلاّ بنی هاشم فإنّهم لا یقومون لأحد.
 
مردم به احترام همدیگر بپا می خیزند جز بنی هاشم كه آنان به خاطر كسی بپا نمی خیزند.

(ترجمه كتاب القطره ج2 ص163تألیف علّامه مستنبط )
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم دی 1391ساعت 19:0  توسط فیروزه سادات میرکاظمی  | 

دلیل احترام به سادات چیست؟ آیا در دنیا و آخرت فرقی بین سادات با غیر سادات است؟

دلیل احترام به سادات چیست؟ آیا در دنیا و آخرت فرقی بین سادات با غیر سادات است؟
پرسش
در رابطه با احترام به سادات چه سفارشی شده است؟ آیا فرقی بین سادات در دنیا و آخرت با غیر سادات است؟
پاسخ اجمالی

سیّد در لغت به معنی «آقا»،«بزرگوار»،«رئیس» بوده و در اصطلاح، فارسى زبانان و شیعه، به کسانى گفته می شود که نسبشان به واسطه حضرت فاطمه زهرا (س) به رسول خدا (ص) منتهى می شوند؛ همچنین به  سائر علویّینی که به واسطه عبّاس بن علی(ع) یا محمّد حنفیّه نسبشان به حضرت امام علی (ع) مى‏رسد و کسانى که نسبشان به جناب جعفر طیّار و عقیل مى‏رسد، احتراماً سید گفته مى‏شود.

دلیل اصلی احترام به سادات، آیه شریفه مودّت است چرا که دوستی و محبت، خود، مصداقی از احترام است. همچنین در روایات در این رابطه ، سفارشاتی شده است،

البته این احترام یک امر طبیعی است و نشانه محبت به پیامبر است یعنی اگر کسی شخصی را دوست داشته باشد منتسبین به او را هم دوست خواهد داشت و مورد احترام قرار می دهد، و همین یعنی احترام  و یاد پیامبر اسلام و گرامی داشت اهداف آن حضرت.

گفتنی است سادات گرچه به جهت انتساب به پیامبر (ص) از احترام خاصی برخوردارند اما در تکالیف و احکام شرعیّه همه امّت پیامبر اکرم (ص) مساوی مى ‏باشند و سادات، بر غیر سادات امتیازى ندارند.

پاسخ تفصیلی

سیّد در لغت به معنی «آقا»،«بزرگوار»،«رئیس» بوده[1] و در اصطلاح، سیّد از القابی است که در عرف فارسى زبانان و شیعه، به کسانى که نسبشان به واسطه حضرت فاطمه زهرا (س) به رسول خدا (ص) منتهى مى‏شود، اطلاق می شود.

اما به علویّینی که به واسطه حضرت عبّاس یا جناب محمّد حنفیّه نسبشان به حضرت امام علی (ع) مى‏رسد و همچنین هاشمیّ هایی که نسبشان به جناب جعفر طیّار و عقیل مى‏رسد، نیز احتراماً سیّد گفته می شود.[2]

احترام به سادات از منظر آیات و روایات:

اسلام دینی است که به همه انسان ها حتی غیر مسلمانان احترام می گذارد، اما برای مسلمانان و مؤمنان احترام بیشتری قائل است و در میان مؤمنان، احترام به منسوبین به پیامبر اکرم (ص) و فرزندان حضرت زهرا (س) را سفارش و تأکید کرده است.

آیه شریفه مودّت «... بگو: من هیچ پاداشى از شما بر رسالتم درخواست نمى‏کنم جز دوست ‏داشتن نزدیکانم [اهل بیتم‏]...».[3]  را می توان یکی از دلائل این احترام دانست.

ریشه اصلی احترام به سادات، آیه شریفه مودّت است که  در مرتبه اول و به طور مستقیم، اهل بیت و عترت پیامبر اکرم (ص) را شامل شده و سادات را  که فرزندان با واسطه حضرت زهرا (س) بوده و نسب آنان به یکی از ائمه اطهار (ع) می رسد، نیز شامل می شود.

در این آیه خدای تعالی به پیامبر (ص) امر می کند که به  مردم بگوید که با خویشاوندان وی دوستی و مودت نمایند، که این دوستی و محبت، خود، مصداقی از احترام است.

همچنین در روایات، سفارشات فراوانی به احترام و اکرام به سادات شده است، که در این جا، به برخی اشاره می شود:

1. پیامبر اکرم (ص) فرمود:«چهار دسته را روز قیامت شفاعت کنم، هر چند با گناه اهل دنیا به صحرای محشر حاضر شوند: آن که اولاد مرا یاری کند. آن که از اموالش به اولاد تنگدستم کمک کند. کسی که با زبان و قلب، آنان را دوست بدارد و آن که تلاش کند در انجام حوائج و نیازهای افرادی از ذریه ام که تبعید شده و یا رانده شده اند».[4]

2. پیامبر اکرم (ص):« اکرام کنید خوبان ذریه مرا از براى خدا و بدان ایشان را براى من».[5]

3. امام صادق (ع) فرمود:«هر گاه روز قیامت شود منادى فریاد می زند که، اى گروه مردمان! خاموش باشید که همانا محمّد (ص) سخن می گوید. مردم خاموش می شوند؛ پیامبر حرکت مى‏ کند و می فرماید: اى گروه مردمان! هر کس براى او در پیش من دستى و منّتى و نیکى هست باید حرکت کند تا جبران کنم. می گویند چه دست و چه منّت و چه نیکى است براى ما بلکه تمام این ها براى خدا و رسولش بر تمام مردمان است. می فرماید: هر کس یکى از فرزندان مرا پناه داده، نیکى به او کرده، او را از برهنگى پوشیده، او را گرسنه بوده، سیر کرده باید حرکت کند تا جبران کنم. پس بلند می شوند مردمى که این کردار را انجام داده‏اند. پس ندا از پیشگاه خداى جلّ و علا می رسد که، اى محمّد! حبیب من! پاداش آنان را به تو واگذار کردم در هر کجاى بهشت که می خواهى آنان را جاى ده. پس آنان را در وسیله جا می دهد مکانى که محمّد و آل محمّد را مى‏بینند».[6]

گفتنی است این احترام یک امر طبیعی است و نشانه محبت به پیامبر است یعنی اگر کسی شخصی را دوست داشته باشد منتسبین به او را هم دوست خواهد داشت و مورد احترام قرار می دهد، و همین یعنی احترام و یاد پیامبر اسلام و گرامی داشت اهداف آن حضرت.

سادات و غیر سادات در دنیا و آخرت:

گرچه سادات به دلیل انتساب به پیامبر اکرم دارای احترام و یژه ای هستند اما:

1.در انجام  تکالیف و وظایف شرعیّ و اخلاقی همه امّت پیامبر اکرم (ص) مساوی مى ‏باشند و سادات، بر غیر سادات امتیازى ندارند و هیچ کس از انجام تکالیف الهی، معاف نیست. تمامی انسان ها چه سادات و چه غیر سادات در تمامی لحظات مورد آزمایش و امتحان خداوند متعال بوده و هر بنده ای دارای پرونده ای است که در روز جزا مورد محاسبه قرار می گیرد . [7]

2. سادات به واسطه شرف انتساب به پیامبر (ص)، مسئولیّت بیشترى دارند که رعایت احکام و تکالیف را نسبت به آنها موکّدتر مى‏نماید.[8]



[1] . قرشى، سید على اکبر،قاموس قرآن، ج3، ص 350، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ ششم، 1371ش؛ طریحى، فخر الدین،‏ مجمع البحرین، ج3، ص 71،کتابفروشی مرتضوی،تهران، چاپ سوم، 1375ش؛ فرهنگ ابجدی عربی –فارسی، ص 507.

[2] . خامنه ای،سید علی، اجوبة الاستفتائات، ص 216- 217؛گلپایگانی، سید محمد رضا، مجمع المسائل، ج1، ص 392، دارالقرآن الکریم، قم، چاپ هشتم، 1409ق.

[3] . شوری، 23.

[4] . ثقة الاسلام کلینی،الکافی، ج4، ص 60، دارالکتب الاسلامیة، تهران، 1365ش.

[5] . ثقفى تهرانى، محمد،تفسیر روان جاوید، ج1، ص 52، انتشارات برهان‏، تهران، چاپ سوم، 1398ق.

[6] . وسائل الشیعه، ج 16، ص 333.

[7] . مجمع المسائل، ج1، ص 393.

[8] . مجمع المسائل، ج1، ص 393.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم دی 1391ساعت 18:59  توسط فیروزه سادات میرکاظمی  | 

آیا از سادات دشمن علی وکافر وجود دارد؟وآیا آنها به جهنم میروند؟

آیا از سادات دشمن علی وکافر وجود دارد؟وآیا آنها به جهنم میروند؟

انسان‌ها باید سیر کمال را با اختیار و انتخاب طی‌ّ کنند و دراین موضوع‌، تفاوتی میان انسان‌ها نیست‌; ازاین رو، سادات هم باید با اختیار مسیر حق را برگزینند و انتساب آنان به پیامبر و امامان‌: دلیل نمی‌شود که همیشه در راه مستقیم باشند یا اگر مرتکب گناه شدند، عذاب نشوند.

خداوند در مورد فرزند نوح ـ که دعوت پدرش را اجابت نکرد و به او ایمان نیاورد ـ می‌فرماید: "قَال‌َ یَـَنُوح‌ُ إِنَّه‌ُو لَیْس‌َ مِن‌ْ أَهْلِکَ إِنَّه‌ُو عَمَل‌ٌ غَیْرُ صَـَـلِح‌ٍ...;(هود،46) فرمود: ای نوح‌، او در حقیقت از کسان تو نیست‌، او ]دارای‌[ کرداری ناشایسته است‌..."

و در مورد زنان پیامبر اسلام‌می‌فرماید: "یَـَنِسَآءَ النَّبِی‌ِّ مَن یَأْت‌ِ مِنکُن‌َّ بِفَـَحِشَة‌ٍ مُّبَیِّنَة‌ٍ یُضَـَعَف‌ْ لَهَا الْعَذَاب‌ُ ضِعْفَیْن‌ِ وَکَان‌َ ذَ َلِکَ عَلَی اللَّه‌ِ یَسِیرًا ;(احزاب‌،30) ای همسران پیامبر، هر کس از شما مبادرت به کار زشت آشکاری کند، عذابش دو چندان خواهد بود، و این بر خدا همواره آسان است‌."

به سادات فاسق و گناهکار به خاطر نسبتی که با پیامبر دارند باید احترام گذاشت ولی از اعمال زشت آن‌ها بیزاری جست‌، توضیح مطلب فوق این است که‌: نسبت نوعی پیوند است و اشیأ و اشخاص با نسبتها به یکدیگر پیوند می‌خورند و نوعی ارتباط و پیوستگی بین آنان ایجاد می‌شود بطوریکه برخی از احکام از یکی به دیگری سرایت می‌کند.

وقتی پرده‌ای‌، پردة خانه خدا می‌شود و با آن خانه نسبت پیدا می‌کند حکم "احترام به خانه‌" به پرده نیز سرایت می‌کند و جسارت به پرده جسارت به خانه محسوب می‌شود. زمینی که مسجد می‌شود و به خدا نسبت پیدا می‌کند، محترم می‌شود و بایستی شئون آن رعایت شود.

هر شعار و علامتی که منسوب به خدا شود احترام پیدا می‌کند، تا این نسبت باقی است این پیوند باقی است هر که به آن‌ها احترام بگذارد به خدا احترام گذاشته است و هر کس احترام نگذارد به خدا احترام نگذاشته است لذا می‌فرماید: "وَ مَن یُعَظِّم‌ْ شَعَـََّئِرَ اللَّه‌ِ فَإِنَّهَا مِن تَقْوَی الْقُلُوب ; (حج‌، 32)
و هر کس شعائر الهی را بزرگ دارد، این کار نشانة تقوای دلهاست‌."

 

پیامبر9 رسول خداست و از احترام ویژه‌ای برخوردار است و سادات هم از این جهت که با رسول خدا نسبت دارند و احترام ایشان احترام رسول خدا محسوب می‌شود، محترمند و هم از این جهت که یادآور رسول خدا هستند مردم به آنان احترام می‌گذارند و در این جهت فرقی بین سادات از جهت گناهکار بودن یا نبودن نیست‌.

 

اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم دی 1391ساعت 18:56  توسط فیروزه سادات میرکاظمی  | 

خوبان سادات

 بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

چنانچه پیامبر اكرم(ص) در روایتی می فرماید: خوبان سادات را بخاطر خدا احترام كنید زیرا هر انسان خوبی باید مورد احترام قرار گیرد و سادات بد را بخاطر من یعنی منسوب به پیامبر هستند بخاطر پیامبر اكرم احترام كنید, (برای توضیح بیشتر به تفسیر نمونه , ج 2, ذیل آیه 31 سوره آل عمران و یا تفسیر در المنثور سیوطی , ج 6, ص 7 مراجعه كنید).

و این اظهار محبتها یك شعار الهی است كه بگوییم ما مسلمانان برای خدمات پیغمبر و جبران ذره ای از زحماتش به او ارج نهاده و با این احترام همیشه به یاد او هستیم , و اگر سیدی بد بود كار بدش را دوست نمی داریم ولی خودشان را بخاطر انتسابشان به پیغمبر اكرم(ص) دوست می داریم .

 

بر این امر دلیل فطری نیز دلالت دارد, كسی نقل می كند: دوستی داشتم كه در كودكی پدر و مادرش را از دست داد از ده به شهر آمد و یك تاجر او را تحت حمایت و تكفل خود قرار داد تا بزرگ شد و از خانواده ای برای او دختری را خواستگاری كرد و زندگی خوبی برایش مهیا كرد, از قضا تاجر مرد و ارثی كه به فرزندش رسیده بود در اثر بی كفایتی او, ضایع شد و فرزندش به گدایی افتاد, روزی در خیابان می رفتم آن پسر برای گدایی پیش من آمد او را به خانه بردم ماجرا را به خانواده گفتم ایشان گفتند, ما زندگیمان را مدیون پدر او هستیم و هر چند او خود باعث این فلاكت شده اما بخاطر پدرش باید مورد رسیدگی قرار گیرد, فطرت هر انسان سلیم النفسی (عاقل و فهمیده ای) می گوید كسی كه به تو كمك كرده و از گمراهی و جهالت به نور هدایت آشنا كرده است او را و نزدیكان و فرزندانش را و لو به خاطر او, دوست بدار و احترام نما, قضیه خویشان پیامبر هم چنین است هم او كه ما را به نور قرآن و هدایت و كمال دلالت نمود, خدایش امر كرد كه به مسلمانان بگو اجر رسالتم را محبت با خویشانم قرار دادم.

البته اگر كسی كه منسوب به پیامبر(ص) است بد باشد به خود و جدش ظلم می كند ولی ما برخوردمان با او چنین باشد كه او را به اشتباهش راهنمایی كنیم ولی از جهت نسبش او را احترام نماییم نه از جهت عملش.

 

 

پیامبر(ص) فرموده: سیدی نباید خیال كند به صرف اینكه فرزند پیامبر است برای او كافی است و علت تامه ی قبولی اعمالش باشد بلكه این امتیاز باید او را بیشتر به انجام دستورات جدش وادار نماید; و ما مسلمانان به سبب امر الهی و فرمایشات معصومین , سادات را محبت كرده و احترام می گذاریم آن هم به دو شق و دو جهت :

1. اگر از مؤمنین هستند: الف. مؤمن محترم است به دستور قرآن و روایات

ب . از ذریه است و قابل احترام.

2. اگر از مؤمنین نیست و بد كرده , فقط به جهت منسوبیت او به پیامبر نه از جهت عمل و كردارش ‹‹ثم جعلت اجر محمد صلواتك علیه و آله مودتهم فی كتابك فقلت قل لا اسئلكم علیه اجرا" الا الموده فی القربی››؛ (دعای ندبه مفاتیح الجنان ).

پس با توجه به آیات و روایات ما سادات را احترام می كنیم و اگر از ایشان كسی به خطاكاری و بیراهه رفته ضمن كراهت داشتن عملش او را متذكر شده و نهی از منكر می نماییم و در عین حال طوری برخورد نمی كنیم كه جسارت به نسبش باشد و فقط به سبب فرمایش معصومین (ع ) به او احترام و اكرام می نماییم .

برای استفاده و توضیح بیشتر به این كتابها مراجعه فرمائید: تفسیر المیزان (علامه طباطبایی ), 9, آیه 41, انفال تفسیر نمونه , ج 2, آیه 31 آل عمران كتاب فضایل السادات سید محمد اشرف فرزند مرحوم محقق داماد, انتشارات شركه المعارف و الاثار 1339 ه".ش قم .

 

 

 

درباره چگونگی احترام نیز با توجه به موارد باید تصمیم گرفت. به طوری كه شأن آنان در جامعه حفظ شود و از حالت نیازمندی و حقارت به دور باشند.

 

اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم دی 1391ساعت 18:55  توسط فیروزه سادات میرکاظمی  | 

احترام وفضیلت سادات 1

احترام سادات-امتياز سادات-برتري سادات-فضايل سادات-كيفر سادات-گناه سادات-مصونيت سادات در اسلام كلي از عدالت بين همگان صحبت مي شود و مي گوييد تنها معيار برتري تقواست. ولي از طرف ديگر كلي در روايات درباره مقام سادات در آخرت داريم كه بي حساب، وارد بهشت مي شوند. كلي هم تأكيد داريم كه مبادا سيدها از شما برنجند. يك روحاني مي گفت كه ممكن است جلوي ترقي سلوكي تو را بگيرند به اين بهانه كه پايت را جلوي سيدي دراز كرده اي. اين چه عدالتي است؟ با بررسي آيات قرآن تمامي پيامبران كه در زمينه اجر و مزد رسالت و زحمات در اين راه را سخن گفته اند اين تعبير را دارند كه ما از هيچ كس اجر و مزدي نمي طلبيم بلكه اجر ما تنها بر خداوند بزرگ است )), (سوره ي شعرائ, آيات : 109, 127, 145, 164 و 180 - سوره هود آيات 29 و 51 و سوره ديگر قرآن ), ولي درباره ي پيامبر اكرم سه تعبير در قرآن آمده است 1. بگو اي رسول ما, هيچ اجري از شما نمي طلبيم بلكه اجر و مزد رسالت من بر خداست (سوره سبائ, آيه 47). 2. از شما مردم اجري نمي طلبم مگر كسي كه بخواهد راهي به سوي پروردگارش بيابد (فرقان , آيه 57). 3. بگو: از شما اجري نمي طلبيم مگر رعايت و محبت كردن شما نسبت به خويشان و اقربايم را. كه پيامبر اكرم بدستور خود خداوند اجر و مزد رسالتش را دوستي و احترام و محبت به خويشان و ذريه اش قرار داده است . البته جمع اين 3 آيه كه در يكي مزد نطلبيده و در آيه اي ديگر طلبيده , چنين است كه اگر پيامبر محبت ذريه اش را خواسته , سود اصلي اش به خود مسلمانان بر مي گردد زيرا محبت و احترام عامل موئثري است براي پيروي كردن , همانگونه كه در سوره ي آل عمران , آيه 31, (قل ان كنتم تحبون الله فاتبعوني يحببكم الله ...; اگر شما به خدا محبت داريد پس بايد مرا اطاعت كنيد كه خدا شما را دوست مي دارد...)). پيامبر اطاعت خود را از مردم مي طلبد مي فرمايد چرا كه من مبلغ فرمان او هستم , يعني اگر ما مسلمانان به محبت سادات امر شده ايم اين دستوري است از جانب خداوند و با محبت , به خدا نزديك تر شده ايم و سودش به جيب خودمان رفته است و اصولا پيوند محبت با كسي , انسان را به سوي محبوب و خواسته هاي او مي كشاند و هر چه رشته ي محبت قوي تر باشد اين جاذبه قوي تر است , مخصوصا محبتي كه انگيزه ي آن كمال محبوب است , احساس اين كمال سبب مي شود كه انسان سعي كند خود را به آن مبدئ كمال و اجراي خواسته هاي او نزديك تر گرداند. چنانچه پيامبر اكرم در روايتي مي فرمايد خوبان سادات را بخاطر خدا احترام كنيد زيرا هر انسان خوبي بايد مورد احترام قرار گيرد و سادات بد را بخاطر من يعني منسوب به پيامبر هستند بخاطر پيامبر اكرم احترام كنيد, (براي توضيح بيشتر به تفسير نمونه , ج 2, ذيل آيه 31 سوره آل عمران و يا تفسير در المنثور سيوطي , ج 6, ص 7 مراجعه كنيد). و اين اظهار محبتها يك شعار الهي است كه بگوييم ما مسلمانان براي خدمات پيغمبر و جبران ذره اي از زحماتش به او ارج نهاده و با اين احترام هميشه به ياد او هستيم , و اگر سيدي بد بود كار بدش را دوست نمي داريم ولي خودشان را بخاطر انتسابشان به پيغمبر اكرم دوست مي داريم . بر اين امر دليل فطري نيز دلالت دارد, كسي نقل مي كند: دوستي داشتم كه در كودكي پدر و مادرش را از دست داد از ده به شهر آمد و يك تاجر او را تحت حمايت و تكفل خود قرار داد تا بزرگ شد و از خانواده اي براي او دختري را خواستگاري كرد و زندگي خوبي برايش مهيا كرد, از قضا تاجر مرد و ارثي كه به فرزندش رسيده بود در اثر بي كفايتي او, ضايع شد و فرزندش به گدايي افتاد, روزي در خيابان مي رفتم آن پسر براي گدايي پيش من آمد او را به خانه بردم ماجرا را به خانواده گفتم ايشان گفتند, ما زندگيمان را مديون پدر او هستيم و هر چند او خود باعث اين فلاكت شده اما بخاطر پدرش بايد مورد رسيدگي قرار گيرد, فطرت هر انسان سليم النفسي (عاقل و فهميده اي ) مي گويد كسي كه به تو كمك كرده و از گمراهي و جهالت به نور هدايت آشنا كرده است او را و نزديكان و فرزندانش را و لو به خاطر او, دوست بدار و احترام نما, قضيه خويشان پيامبر هم چنين است هم او كه ما را به نور قرآن و هدايت و كمال دلالت نمود, خدايش امر كرد كه به مسلمانان بگو اجر رسالتم را محبت با خويشانم قرار دادم . در قسمتي از سوئالتان كه فرموديد ملاك برتري و احترام تقواست بسيار صحيح ولي حرف ما در همين تقواست كه متقي كسي است كه قرآن و دستورات دينش را تماما گوش دهد و عمل كند كه يكي از همين دستورات موده و دوستي با ذوي القرباي پيامبر است البته اگر كسي كه منسوب به پيامبر است بد باشد به خود و جدش ظلم مي كند ولي ما برخوردمان با او چنين باشد كه او را به اشتباهش راهنمايي كنيم ولي از جهت نسبش او را احترام نماييم نه از جهت عملش . و اگر حديثي كه شما در سوئال ذكر كرده اي صحيح باشد باز با جواب ما منافاتي ندارد آنجا پيامبر فرموده سيدي نبايد خيال كند به صرف اينكه فرزند پيامبر است براي او كافي است و علت تامه ي قبولي اعمالش باشد بلكه اين امتياز بايد او را بيشتر به انجام دستورات جدش وادار نمايد; و ما مسلمانان به سبب امر الهي و فرمايشات معصومين , سادات را محبت كرده و احترام مي گذاريم آن هم به دو شق و دو جهت 1. اگر از موئمنين هستند: الف . موئمن محترم است به دستور قرآن و روايات ب . از ذريه است و قابل احترام . 2. اگر از موئمنين نيست و بد كرده , فقط به جهت منسوبيت او به پيامبر نه از جهت عمل و كردارش ((ثم جعلت اجر محمد صلواتك عليه و آله مودتهم في كتابك فقلت قل لا اسئلكم عليه اجرا الا الموده في القربي )); (دعاي ندبه مفاتيح الجنان ). - پس با توجه به آيات و روايات ما سادات را احترام مي كنيم و اگر از ايشان كسي به خطاكاري و بيراهه رفته ضمن كراهت داشتن عملش او را متذكر شده و نهي از منكر مي نماييم و در عين حال طوري برخورد نمي كنيم كه جسارت به نسبش باشد و فقط به سبب فرمايش معصومين (ع ) به او احترام و اكرام مي نماييم . براي استفاده و توضيح بيشتر به اين كتابها مراجعه فرمائيد: تفسير الميزان (علامه طباطبايي ), 9, آيه 41, انفال تفسير نمونه , ج 2, آيه 31 آل عمران كتاب فضايل السادات سيد محمد اشرف فرزند مرحوم محقق داماد, انتشارات شركه المعارف و الاثار 1339 ه.ش قم . : اما در رابطه با اين كه سادات عذاب نمى‏شوند و به زمهرير برده مى‏شوند، روايتى به دست ما نرسيده است؛ بلكه در روايت آمده است: «خداوند جهنم را براى معصيت كاران آفريده اگر چه آن شخص عاصى سيد قرشى باشد (ولوكان سيداً قرشياً). قرآن نيز درباره قيامت مى‏فرمايد: « لا انساب بينهم يومئذً و لا يتساءلون؛ هنگامى‏كه در صور دميده مى‏شود و قيامت برپا مى‏شود، ملاك آن روز نسب نيست»، (مؤمنون، آيه 10) و امام سجاد(ع) نيز در جواب جابربن‏عبداللّه‏ انصارى به اين آيه استدلال فرمود؛ زيرا جابر ديد حضرت خيلى در عبادت خودش را خسته كرده است، عرض كرد: اى پسر رسول خدا! شما فرزند پيامبريد و نيازى به اين قدر عبادت نداريد؟ حضرت اين آيه راتلاوت كردند و به كنايه به جابر فرمودند كه آنچه در قيامت به حال انسان مفيد است تنها اعمال او مى‏باشد. بلى نقايص مختصر با شفاعت و امثال آن رفع مى‏شود و روايات ديگرى هم در اين زمينه هست و شايد توبيخى و سرزنشى كه شامل حال سادات گناهكار مى‏شود، به دليل رعايت نكردن شأن سيادت خود، بيشتر باشد. كتاب مستقلى نيز در رابطه با اين گونه مطالب ديده نشده، بلكه به طور پراكنده در كتاب‏هاى مختلف وجود دارد. درخاتمه متذكر مى‏شويم كه وظيفه ما و همه مردم نسبت به سادات و فرزندان پيامبر(ص) اين است كه احترام آنان راحفظ كنيم. در روايت آمده است كه: «سادات خوب را به خاطر خودشان احترام نماييد و سادات گناهكار را هم به خاطر پيامبر(ص)»، (اختصاص شيخ مفيد). براي اثبات سيادت بايد در اين موضوع نيازمند تحقيق است. اگر اجداد خود را مى‏شناسيد و نام و سابقه تاريخى آنان روشن است، مى‏توانيد بانسب شناسان مطرح بكنيد تا آنان با استفاده از كتب «انساب» اطلاعاتى را در اختيار شما بگذارند. در غير اين صورت وبا گفته يك نفر كه فلانى سيد است سيادت اثبات نمى‏شود و احكام آن جارى نيست. دوست داشتن سادات و حفظ احترامشان به خاطر انتساب به پيامبر اكرم(ص) بسيار خوب و پسنديده است. كسانى كه اموالشان متعلق خمس شده است بايد نصف آن (سهم سادات) را به سيد فقير بدهند. البته بهتر است اين كار با هماهنگى نماينده مرجع تقليد صورت بگيرد. بايد افزود: اين كه اكثر سادات با ايمان از دنيا مي روند منافاتي با عدالت خداوند ندارد. زيرا مقتضاي عدالت خداوند آن است كه حق هر كسي را با توجه به قابليت ها, اعمال , نيات و گفتار او به وي عنايت فرمايد. سادات نيز همچون انسان هاي ديگر, در عين مختار بودن ودر معرض انواع آلودگي ها, لغزش ها و ضلالت ها قرار داشتن , اگر به راه حق رفته و خود را از ضلالت و اعوجاج محافظت نمايند, به دليل نظام حاكم بر جهان هستي كه در پرتو عدالت خداوند سامان يافته است , با ايمان از دنيا مي روند. از سوي ديگر از حيث ژنتيكي و عامل وراثتي سادات به ائمه (ع ) مي رسند, اين زمينه , بستر مناسب تري را براي هدايت يافتن و مؤمن شدن فراهم مي سازد ولي اين مسائله تنها يك عامل از عوامل گوناگوني است كه براي بار يافتن به ايمان لازم و ضروري است و عامل تامه و تنها علت نمي باشد. به همين جهت است كه مي بينيم برخي از سادات علي رغم چنين ويژگي از راه هدايت و صراط مستقيم بازمانده اند, چرا كه راه باطل را برگزيدند و با اعمال زشت و قبيح خود, مسير ضلالت را پيمودند. مقتضاي عدالت خداوند آن است كه اگر انساني با اختيار وانتخاب و گزينش خود راه حق را برگزيد و در آن قدم نهاد و براي تكامل خود تلاش نمود, اين نتيجه را مترتب ساخته و توفيق با ايمان از دنيا رخت بر بستن را به او عنايت فرمايد, اكثر سادات نيز علي رغم عامل ژنتيكي با اراده واختيار و آگاهي راه مستقيم را برگزيدند و خداوند به اقتضاي عدالت خود اين نتيجه ميمون و مبارك را به آنها عنايت فرمود. در طرف ديگر مقتضاي عدالت خداوند آن است كه اگر بشري با اختيار و اراده خود راه ضلالت را برگزيد و در آن قدم نهاد و براي آن تلاش كرد, اين نتيجه را مترتب ساخته كه آن شخص بدون ايمان از دنيا برود. از اين رو برخي از سادات با علم و گزينش خود راه باطل را برگزيدند و خداوند به اقتضاي عدالت خود اين نتيجه ناميمون و نامبارك را بر انتخاب و حركتشان مترتب ساخت بحث سيادت به جد دوم پيامبر اكرم (ص ) بر مي گردد, چنانچه مرحوم علامه مجلسي , (حياه القلوب , علامه مجلسي , انتشارات سرور; ج 2, قم 1378 ه.ش ). و ديگر بزرگان بيان فرموده اند جد اعلاي پيامبر اسلام , حضرت ابراهيم خليل الرحمن مي باشد يعني از حضرت اسماعيل شروع و يكي بعد از ديگري تا عبد مناف مي رسد كه او دو فرزند پسر داشت به نامهاي عبد شمس و هاشم و فرزند هاشم عبدالمطلب و فرزند او عبدالله , پدر پيامبر گرامي مي باشد, از هاشم فرزندي همچون (عبدالمطلب پاكدامن ) به وجود آمد. فرزندان او به بني هاشم معروف هستند; و احترام و اكرام سادات از بني هاشم مطابق آيات و روايات معتبر اسلامي بر هر مسلماني واجب مي باشد. - با بررسي آيات قرآن تمامي پيامبران كه در زمينه اجر و مزد رسالت و زحمات در اين راه را سخن گفته اند اين تعبير را دارند كه ما از هيچ كس اجر و مزدي نمي طلبيم بلكه اجر ما تنها بر خداوند بزرگ است «, (سوره ي شعرائ, آيات : 109, 127, 145, 164 و 180 - سوره هود آيات 29 و 51 و سوره ديگر قرآن ), ولي درباره ي پيامبر اكرم سه تعبير در قرآن آمده است 1. بگو اي رسول ما, هيچ اجري از شما نمي طلبيم بلكه اجر و مزد رسالت من بر خداست (سوره سبائ, آيه 47). 2. از شما مردم اجري نمي طلبم مگر كسي كه بخواهد راهي به سوي پروردگارش بيابد (فرقان , آيه 57). 3. بگو: از شما اجري نمي طلبيم مگر رعايت و محبت كردن شما نسبت به خويشان و اقربايم را. كه پيامبر اكرم بدستور خود خداوند اجر و مزد رسالتش را دوستي و احترام و محبت به خويشان و ذريه اش قرار داده است . البته جمع اين 3 آيه كه در يكي مزد نطلبيده و در آيه اي ديگر طلبيده , چنين است كه اگر پيامبر محبت ذريه اش را خواسته , سود اصلي اش به خود مسلمانان بر مي گردد زيرا محبت و احترام عامل موئثري است براي پيروي كردن , همانگونه كه در سوره ي آل عمران , آيه 31, (قل ان كنتم تحبون الله فاتبعوني يحببكم الله ...; اگر شما به خدا محبت داريد پس بايد مرا اطاعت كنيد كه خدا شما را دوست مي دارد...«. پيامبر اطاعت خود را از مردم مي طلبد مي فرمايد چرا كه من مبلغ فرمان او هستم , يعني اگر ما مسلمانان به محبت سادات امر شده ايم اين دستوري است از جانب خداوند و با محبت , به خدا نزديك تر شده ايم و سودش به جيب خودمان رفته است و اصولا پيوند محبت با كسي , انسان را به سوي محبوب و خواسته هاي او مي كشاند و هر چه رشته ي محبت قوي تر باشد اين جاذبه قوي تر است , مخصوصا محبتي كه انگيزه ي آن كمال محبوب است , احساس اين كمال سبب مي شود كه انسان سعي كند خود را به آن مبدئ كمال و اجراي خواسته هاي او نزديك تر گرداند. چنانچه پيامبر اكرم در روايتي مي فرمايد خوبان سادات را بخاطر خدا احترام كنيد زيرا هر انسان خوبي بايد مورد احترام قرار گيرد و سادات بد را بخاطر من يعني منسوب به پيامبر هستند بخاطر پيامبر اكرم احترام كنيد, (براي توضيح بيشتر به تفسير نمونه , ج 2, ذيل آيه 31 سوره آل عمران و يا تفسير در المنثور سيوطي , ج 6, ص 7 مراجعه كنيد). و اين اظهار محبتها يك شعار الهي است كه بگوييم ما مسلمانان براي خدمات پيغمبر و جبران ذره اي از زحماتش به او ارج نهاده و با اين احترام هميشه به ياد او هستيم , و اگر سيدي بد بود كار بدش را دوست نمي داريم ولي خودشان را بخاطر انتسابشان به پيغمبر اكرم دوست مي داريم . بر اين امر دليل فطري نيز دلالت دارد, كسي نقل مي كند: دوستي داشتم كه در كودكي پدر و مادرش را از دست داد از ده به شهر آمد و يك تاجر او را تحت حمايت و تكفل خود قرار داد تا بزرگ شد و از خانواده اي براي او دختري را خواستگاري كرد و زندگي خوبي برايش مهيا كرد, از قضا تاجر مرد و ارثي كه به فرزندش رسيده بود در اثر بي كفايتي او, ضايع شد و فرزندش به گدايي افتاد, روزي در خيابان مي رفتم آن پسر براي گدايي پيش من آمد او را به خانه بردم ماجرا را به خانواده گفتم ايشان گفتند, ما زندگيمان را مديون پدر او هستيم و هر چند او خود باعث اين فلاكت شده اما بخاطر پدرش بايد مورد رسيدگي قرار گيرد, فطرت هر انسان سليم النفسي (عاقل و فهميده اي ) مي گويد كسي كه به تو كمك كرده و از گمراهي و جهالت به نور هدايت آشنا كرده است او را و نزديكان و فرزندانش را و لو به خاطر او, دوست بدار و احترام نما, قضيه خويشان پيامبر هم چنين است هم او كه ما را به نور قرآن و هدايت و كمال دلالت نمود, خدايش امر كرد كه به مسلمانان بگو اجر رسالتم را محبت با خويشانم قرار دادم . در قسمتي از سوئالتان كه فرموديد ملاك برتري و احترام تقواست بسيار صحيح ولي حرف ما در همين تقواست كه متقي كسي است كه قرآن و دستورات دينش را تماما گوش دهد و عمل كند كه يكي از همين دستورات موده و دوستي با ذوي القرباي پيامبر است البته اگر كسي كه منسوب به پيامبر است بد باشد به خود و جدش ظلم مي كند ولي ما برخوردمان با او چنين باشد كه او را به اشتباهش راهنمايي كنيم ولي از جهت نسبش او را احترام نماييم نه از جهت عملش . و اگر حديثي كه شما در سوئال ذكر كرده اي صحيح باشد باز با جواب ما منافاتي ندارد آنجا پيامبر فرموده سيدي نبايد خيال كند به صرف اينكه فرزند پيامبر است براي او كافي است و علت تامه ي قبولي اعمالش باشد بلكه اين امتياز بايد او را بيشتر به انجام دستورات جدش وادار نمايد; و ما مسلمانان به سبب امر الهي و فرمايشات معصومين , سادات را محبت كرده و احترام مي گذاريم آن هم به دو شق و دو جهت 1. اگر از موئمنين هستند: الف . موئمن محترم است به دستور قرآن و روايات ب . از ذريه است و قابل احترام . 2. اگر از موئمنين نيست و بد كرده , فقط به جهت منسوبيت او به پيامبر نه از جهت عمل و كردارش »ثم جعلت اجر محمد صلواتك عليه و آله مودتهم في كتابك فقلت قل لا اسئلكم عليه اجرا الا الموده في القربي «; (دعاي ندبه مفاتيح الجنان ). - پس با توجه به آيات و روايات ما سادات را احترام مي كنيم و اگر از ايشان كسي به خطاكاري و بيراهه رفته ضمن كراهت داشتن عملش او را متذكر شده و نهي از منكر مي نماييم و در عين حال طوري برخورد نمي كنيم كه جسارت به نسبش باشد و فقط به سبب فرمايش معصومين (ع ) به او احترام و اكرام مي نماييم . براي استفاده و توضيح بيشتر به اين كتابها مراجعه فرمائيد: تفسير الميزان (علامه طباطبايي ), 9, آيه 41, انفال تفسير نمونه , ج 2, آيه 31 آل عمران كتاب فضايل السادات سيد محمد اشرف فرزند مرحوم محقق داماد, انتشارات شركه المعارف و الاثار 1339 ه.ش قم . : كلمه‏ى «سيد» در اصل به معناى كسى است كه صاحب مجد و عظمت است. و به همين اعتبار، نسل پيامبر اسلام را سيد مى‏گويند. از سخنان ابن شهر آشوب به دست مى‏آيد كه در قرن ششم هجرى قمرى كلمه‏ى سيد رواج كامل داشت و اولاد پيامبر را سيد مى‏گفتند. تحقيقات نشان مى‏دهد كه در قرن چهارم و پنجم كلمه «سيد» به همراه قرينه بر اولاد پيامبر اطلاق مى‏شد و در قرن ششم بدون قرينه استعمال مى‏گرديد. در عصر حاضر، در ايران به بنى هاشم سيد مى‏گويند و به غير آن به كسى سيد نمى‏گويند. در حجاز كسانى را كه از طريق امام حسين به پيامبر مى‏رسند، سيد مى‏گويند. در قسطنطنيه عموم مردم را سيد مى‏گويند و در آنجا كلمه سيد دلالت بر هاشمى بودن ندارد. در عهد صفوى به اولاد پيامبر كلمه‏ى ميرزا را اطلاق مى‏كردند ولى در زمان ما ميرزا دلالت بر هاشمى بودن ندارد، (جامع الأنساب، آيت‏الله روضاتى، ج 1، ص 32). .... مامقانى مى‏نويسد: در غير حجاز كلمه سيد به بنى هاشم و بنى عبدالمطلب اطلاق مى‏شود. در كشورهاى عربى شيعيان اين كلمه را به اولاد هاشم و عبدالمطلب اطلاق مى‏كنند ولى عرب غير شيعه آن را در معناى لغوى آن بكار مى‏برند، (علم النسب، ج 1، ص 144). عبدالمطلب در ميان مردم عرب با عنوان سَيِّدُ البطحاء و ابو السّادة العشرة معروف بود و چون داراى شرف و سيادت بود، او را «سَيِّد» مى‏ناميدند و در همان زمان تمام عرب، سيادت، سرورى و زعامت او را پذيرفتند. قبيله‏ى قريش زعامت و سيادت او را قبول كردند و عرب ديگر هم او را به عنوان زعيم و رئيس پذيرفتند، (بحارالانوار، ج 15، ص 123 و 127). در «كتاب حذف من نسب قريش» كه در قرن سوم نوشته شده اين عبارت آمده است: «فكان عبدالمطلب سيد قريش فى عصره لا ينازع السودد»، (ص 4). معناى اين جمله به فارسى چنين است: پس عبدالمطلب در عصر خود سرور و زعيم بى‏رقيب قبيله‏ى قريش بود. ابرهه براى تخريب كعبه با نيروهاى خود در نزديكى مكه استقرار يافت. عبدالمطلب به نزد ابرهه رفت. ابرهه در ضمن سخنانش، به عبدالمطلب گفت: «يحقّ لك ان تكون سيِّد قومك ؛ تو را مى‏سزد كه سيِّد و زعيم قوم خودت باشى»، (بحارالانوار، ج 15، ص 130، س 15). به اين ترتيب، در آن عصر، در ميان مردم، تنها عبدالمطلب را سيد مى‏گفتند و هر گاه اين كلمه تنها و بدون قيد ياد مى‏شد، عبدالمطلب را شامل مى‏گرديد و عرب آن زمان به هر كسى سيد نمى‏گفتند. توجه داشته باشيم كه اصل در سيادت و سيد بودن، داراى مجد، شرف و عظمت بودن است و به نسل پيامبر اسلام، هم كه اطلاق مى‏شود به خاطر همين اصل است و كلمه سيد در لغت به معناى كسى است كه بالاتر از او كسى نيست، (علم النسب، محمدرضا مامقانى، جزء اول، ص 144 و جزء دوم، ص 104). پدر پيامبر اسلام عبدالله است. عبدالله وفات كرد و مادر پيامبر هم وفات كرد. سرپرستى پيامبر اسلام با عبدالمطلب بود. حضرت محمد(ص) محبوب دل عبدالمطلب بود. روزى عبدالمطلب با افراد خود نشسته بود و پيامبر كودك خردسال بود. عبدالمطلب به آن افراد گفت: «انّى ارى انّه سيأتى عليكم يوم و هو سيدُكم»، (بحارالانوار، ج 15، ص 143، س 2) من به حقيقت مى‏بينم كه روزى مى‏آيد كه او سيد و سرور شما مى‏گردد. اين پيشگوئى عبدالمطلب تحقق يافت و حضرت محمد(ص) سيد و سالار همه شد. نسل پيامبر با دخترش حضرت فاطمه(س) ادامه يافت و فرزندان حضرت فاطمه فرزندان پيامبر هستند و پيامبر نسبت به اولاد فاطمه زهرا محرم است و با هيچكدام از نسل فاطمه نمى‏تواند ازدواج كند. اگر فرزندان دختر، فرزند انسان نباشد مى‏توان با دختران او ازدواج كرد. بنابراين هر كس كه نسلش به حضرت فاطمه(س) مى‏رسد، فرزند پيامبر حساب مى‏شود. حضرت امام موسى الكاظم(ع) فرمود: روزى به مجلس هارون الرشيد خليفه‏ى عباسى وارد شدم. هارون سؤالهايى كرد و من جواب دادم. هارون پرسيد شما چگونه مى‏گوييد كه پسر پيامبريد در حالى كه پيامبر نسل نداشت. او فقط دختر داشت و نسل انسان از پسر مى‏ماند نه دختر. من در جواب سؤال هارون آيه 84 سوره‏ى انعام را خواندم. خداوند مى‏فرمايد: و وهبنا له اسحق و يعقوب كلاً هدينا و نوحا هدنيا من قبل و من ذريته داود و سليمان و ايوب و يوسف و موسى و هارون و كذلك نجزى المحسنين و زكريا و يحيى و عيسى و الياس كل من الصالحين؛ ما به ابراهيم اسحاق و يعقوب را بخشيديم و همه را هدايت كرديم و نوح را از پيش هدايت كرده بوديم و از نژاد او داود، سليمان، ايوب، يوسف، موسى و هارون را. ما نيكوكاران را چنين پاداش مى‏دهيم. و نيز زكريا يحيى، عيسى و الياس را كه همگى از صالحان هستند»، (الميزان، ج 7، ص 241، عربى، بيروت، چاپ دوم). به هارون گفتم: اى هارون! پدر عيسى كيست؟ هارون گفت: عيسى پدر ندارد. گفتم: پس چطور عيسى از نسل ابراهيم بشمار رفته است؟! پس بدان كه خداوند عيسى را از طريق مادرش مريم به نسل حضرت ابراهيم ملحق ساخته است. ما هم از طريق مادرمان حضرت فاطمه زهرا از نسل پيامبر اسلام به حساب مى‏آييم، (تفسير صافى، ج 1، ص 530 چاپ دوجلدى قديمى، تفسير نمونه، ج 5، ص 328 به نقل از نورالثقلين، ج 1، ص 743). از آنچه گذشت روشن شد كه جدّ همه سادات هاشم يا عبدالمطلب است و همه فرزندان عبدالمطلب و فرزندان آن فرزندان همه سادات هستند. پيامبر ما، حضرت على، حضرت زهرا و همه‏ى امامان دوازده‏گانه، سيد و سالار همه‏ى مؤمنان هستند ونسل هاشم از آغاز تا به امروز همه سادات و سرور ما هستند. بر اين اساس، «سيد» و «سيدي» که هم اکنون در ميان ما معروف است به عبدالمطلب و از او به هاشم مي رسد. همه کساني که نسبت خانوادگي آنها به عبدالمطلب مي رسد، سيد هستند چه ايراني و چه غير ايراني و نسل همه سادات عربي است چه ساداتي که هم اکنون به زبان عربي حرف مي زنند و چه ساداتي که به زبان فارسي و غير فارسي حرف مي زنند. سادات ايراني اگر نسبت خانوادگي آنها به عبدالمطلب و يا هاشم مي رسد، همه سيد هستند و در اصل هم عربي بودند و زبانشان ملاک سيد بودن نيست. ممکن است سيدي به چين مهاجرت کند و زبان بچه هاي او چيني شود و يا به ايران بيايد و زبان بچه هايش فارسي بشود. توجه به اين هم داشته باشيم که سيادت، به نسل مربوط است و هر کس مثلا پدرش سيد است، خودش سيد است و چنين نيست که سيد نشود. سيادت دست انسان نيست بلکه نسبت خانوادگي است. . كسى در اين ترديد ندارد كه همه‏ى فرزندان فاطمه زهرا(س)، فرزندان پيامبر اسلام هستند. بر اين اساس، اينكه در سؤال، سيّد نبودن مسلّم به حساب آمده است، صحيح نمى‏باشد بلكه، هر كس كه نسبش به فاطمه‏ى زهرا سلام الله عليها مى‏رسد، از نسل پيامبر اسلام و جزو سادات است. براى روشنتر شدن اين مسأله به چند روايت اشاره مى‏كنيم: 1. حضرت امام موسى بن جعفر(ع) فرمود: روزى به مجلس هارون الرشيد رفتم. هارون از من سؤالهايى كرد. يكى از آن سؤالها اين بود كه شما چطور خودتان را فرزند پيامبر و از نسل او مى‏دانيد در صورتى كه پيامبر فرزند پسر نداشت و نسل انسان با فرزند پسر مى‏ماند نه دختر؟! در جواب او گفتم: خداوند در قرآن مى‏گويد: و وهبنا له اسحاق و يعقوب كلاًّ هدينا و نوحا هدينا من قبل و من ذرّيته داود و سليمان و ايوب و يوسف و موسى و هارون و كذلك نجزى المحسنين * و زكريّا و يحيى و عيسى و الياس كلٌ من الصالحينما به ابراهيم، اسحاق و يعقوب را بخشيديم و همه را هدايت كرديم و نوح را از پيش هدايت كرده بوديم و از نژاد او داود، سليمان، ايوب، يوسف، موسى و هارون را. ما نيكوكاران را چنين پاداش مى‏دهيم و نيز زكريا، يحيى، عيسى و الياس را كه همگى از صالحان هستند.(سوره انعام، آيه 84 و 85). به هارون گفتم: اى هارون! پدر عيسى كيست؟ گفت: عيسى پدر ندارد. گفتم: پس چطور از نسل حضرت ابراهيم به حساب آمده است؟ پس بدان خداوند عيسى را از طريق مادر به نسل حضرت ابراهيم ملحق ساخته است. ما هم از طريق مادرمان از نسل و ذريّه‏ى پيامبر اسلام محسوب مى‏شويم.(تفسير صافى، چاپ دو مجلدى، ج 1، ص 530، جواهر، ج 16، ص 95). 2. در تفسير عياشى آمده است: روزى حجاج كسى را دنبال يحيى بن معمّر فرستاد. يحيى نزد حجاج حاضر شد. حجّاج گفت: شنيده‏ام تو گمان مى‏كنى كه حسن و حسين پسران پيامبر هستند و اين را از قرآن مى‏گويى در صورتى كه من قرآن را از اول تا آخر خوانده‏ام ولى اين مطلب را در آن نديده‏ام. يحيى گفت: شما سوره انعام را نمى‏خوانى؟! در سوره انعام آمده است: و من ذرّيّته داود و سليمان و ايوب و يوسف و موسى و هارون و كذلك نجزى المحسنين * و زكريّا و يحيى و عيسى و الياس كلٌ من الصالحين مگر عيسى در اين آيه از نسل و ذريّه‏ى ابراهيم شمرده نشده است؟! حجاج گفت: درست مى‏گويى. اين آيه را خوانده‏ام.(تفسير الميزان، عربى، ج 7، ص 261، بحث روائى). 3. ابو جارود مى‏گويد: امام باقر(ع) فرمود: اى اباجارود! اينها درباره‏ى حسن و حسين به شما چه مى‏گويند؟ گفتم: به ما مى‏گويند: حسن و حسين فرزندان پيامبر نيستند. امام فرمود: شما چگونه براى آنان دليل مى‏آوريد؟ گفتم: ما با آيه‏ى ... و من ذريته داود و سليمان... استدلال مى‏كنيم. امام فرمود: آنان در جواب شما چه مى‏گويند؟ گفتم: آنان مى‏گويند: پسر دختر، فرزند ناميده مى‏شود ولى اين فرزند صُلبى نيست. امام فرمود: شما به آنان چه مى‏گوييد؟ گفتم: ما آيه‏ى ندع ابنائنا و ابنائكم... را براى آنان مى‏خوانيم كه پيامبر به حسن و حسين، پسر اطلاق كرده است. امام فرمود: آنان چه مى‏گويند؟ گفتم: آنان مى‏گويند: در زبان عربى و در ميان مردم عرب، به پسران ديگران، «پسرم» اطلاق مى‏كنند. (پسر، پسر توست ولى شخص ديگرى به اين پسر تو مى‏گويد: «پسرم فلان چيز را بياور») امام فرمود: اى ابا جارود! از كتاب خدا برايت آيه‏اى مى‏گويم. خداوند مى‏گويد: حرّمت عليكم امهاتكم و بناتكم...(سوره نساء، آيه 23). تو از آنان بپرس آيا پيامبر مى‏تواند دختران حسن و حسين را بگيرد؟ اگر گفتند: مى‏تواند، دروغ مى‏گويند و اگر بگويند نمى‏تواند دختران حسن و حسين را بگيرد، در اين صورت ثابت مى‏شود كه حسن و حسين فرزندان صلبى پيامبر هستند.(جواهر الكلام، ج 16، ص 93، كتاب الخمس، چاپ ايران). روايات ديگرى نيز در اين موضوع آمده است. براى آگاهى بيشتر ر.ك: جواهر، ج 16، ص 93 تا 101 بنابراين زنى كه از نسل پيامبر است، همه‏ى فرزندان او نسل پيامبر و سيّد هستند گرچه شوهرش سيّد نباشد و در نتيجه انسان از طريق مادر هم سيادت پيدا مى‏كند. يادآورى: توجه داشته باشيم ساداتى كه مستحقّ خمس هستند و زكات واجب بر آنان حرام است، ساداتى هستند كه پدرشان سيّد است. فتواى مشهور فقهاء چنين است.(جواهر، ج 16، ص 90، تحرير الوسيله حضرت امام خمينى(قدس سره)، كتاب الخمس). بايد توجه داشت اهل تسنن نيز مي توانند سيد باشند ولى عمده فضيلت‏هايى كه در روايات وارد شده براى سادات از اهل ايمان مى‏باشد. گرچه ساداتى از اهل سنت كه دشمن با اهل بيت نباشند و از روى علم و غرض با مذهب شيعه دشمن نباشند و در حد استضعاف دينى باشند نيز داراى احترام سيادت علاوه بر احترام مسلمان بودن مى‏باشند. احترام به سادات بدليل انتساب آنها به پيامبر اسلام(ص)تبعيت از سخن بزرگان دين است كه تكريم آنها را لازم دانسته واين به معني مصونيت انها از تبعات اعمالشان نيست.اگر كسي از روي علم وعمد به سيدي اهانت كند يا حرمت او را ناديده بگيرد،مسلم عواقبي در پي دارد،واين كه چه عملي توهين حساب مي شود بسته به نظر عرف است دراز كردن پا،براي كسي كه دردپا داردمثلاً،توهين به كسي نمي شود. توهين به هر انساني در پيشرفت سلوكي انسان ،تأثير منفي دارد،سيد باشد يا غير سيد،منتهي سادات بدليل انتساب به پيامبر(ص)حرمت بيشتري دارد،مانند اينكه رعايت حرمت علما لازم تر است،ولي اين مصونيتي نمي آورد. (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها، كد: 30/100107495)
+ نوشته شده در  جمعه هشتم دی 1391ساعت 18:42  توسط فیروزه سادات میرکاظمی  | 

احترام به سادات 2

 
خبرگزاري آريا- شيعه و سني در اين جهت که سادات بايد مورد احترام باشند مشترک هستند و کتاب هاي فراواني نوشته شده است.
به گزارش خبرگزاري آريا به نقل از مرکز خبر حوزه، آيت الله صافي گلپايگاني، شب گذشته (یکشنبه 22 آبان 1390ش) در گردهمايي طلاب سادات حوزه علميه قم که در شبستان نجمه خاتون حرم حضرت معصومه سلام الله علیها، برگزار شد، با اشاره به حديثي از پيامبر اکرم (ص) گفتند: پيامبر (ص)، در روز قيامت شفيع 4 گروه شامل سادات، کساني که به سادات خدمت مي کنند، افرادي که با زبان و کردار خود به سادات نيکي مي کنند و محبين و علاقه مندان به سادات هستند و شفيعشان است.
معظم‌له با اشاره به برگزاري اين گردهمايي، افزودند: اميدواريم اين حرکت مطلع برنامه ها و حرکت هاي بعدي گردد تا مسئله غدير جهاني شود و به وسيله تعظيم و تکريم سادات بتوانيم دين اسلام را به جهانيان معرفي کنيم و احکام اسلام و قرآن را عملي کنيم.
اين مرجع تقليد، تعظيم و تجليل سادات را يکي از مهمترين وظايف هر مسلماني دانسته و خاطرنشان کردند:‌ از مهمترين وظايف جامعه اسلامي و حتي جامعه بشريت تعظيم و تکريم سادات است، چون خدمتي که حضرت رسول(ص) به بشريت کردند با اين تجليل و تکريم ها قابل قياس نيست و اگر همه خدمات و افتخارات علما و اوليا و حتي انبيا را کنار هم بگذاريد، به اندازه خدمت پيامبر (ص) به بشريت نيست.
حضرت آيت الله صافي گلپايگاني ادامه دادند: مردم بايد اهل بيت نبوت را احترام کنند؛ چون هرچه معنويت وجود دارد از اين خاندان پاک و مطهر است، بنابراين بايد به سادات تکريم کرد.
معظم له با بيان اين که گرچه دشمنان اسلام سعي کردند اين خاندان به فراموشي سپرده شود، ولي مسلمانان در گوشه و کنار ممالک اسلامي هرگز خاندان نبوت را فراموش نکردند، گفتند: امروز اين حضور پر شکوه و عظيم سادات نشانه توجه مردم به سادات است و نشانگر «انا اعطيناک الکوثر است که کثرت فرزندان حضرت زهرا (س) را نشان مي دهد.
آيت الله صافي گلپايگاني در توصيه به سادات، اظهار داشتند: سادات براي اين‌که از غير سادات مشخص شوند، همواره شال سبز باخود داشته باشند تا کسي به آنها بي احترامي کند؛ زيرا در صورت بي‌احترامي به آنان دل رسول اکرم (ص) را به درد مي‌آيد؛ بنابراين سادات با نشانه سيادت در جامعه حضور پيدا کنند تا مردم مراقب رفتار خود با آنها باشند.
ايشان با اشاره به اين که نظر شيعه و سني در اين جهت که سادات بايد مورد احترام قرار گيرند، مشترک است، افزودند: در کتب مختلف اهانت هايي که به سادات شده و افراد مورد غضب الهي قرار گرفته اند بسيار نقل شده است که براي مردم درس عبرت خوبي مي‌باشد، از جمله اين کتاب ها «فضائل السادات» است که مي‌بايست همگان آن را مطالعه کنند تا نحوه بخورد با سادات را بدانند و به عظمت اين مسئله را پي ببرند.
معظم له تأکيد کردند: مسئله انتساب به رسول اکرم مسئله کمي نيست و اين‌که کسي از فرزندان حضرت زهرا (س) باشد بسيار با اهميت و داراي پيام هاي فراواني است، اين مسئله نصيب هر کسي نمي شود؛ چون آن حضرت در وصيتشان به امام علي (ع) مي فرمايد «سلام من را به اولاد و ذريه من تا روز قيامت برسان»، اين بزرگترين افتخار براي سادات است.
ايشان با بيان اين که چنين شئوني را خداوند هرگز براي گروه و خاندان ديگري قرار نداده و سادات در اين زمينه منحصر هستند، خاطرنشان کردند: وظيفه همگان است که تا مي توانند و در توان دارند به سادات احترام کنند تا در حد خود اداي وظيفه کرده باشند.
آيت الله صافي گلپايگاني، سادات را فرزندان و ذريه رسول خدا (ص) معرفي کرده و گفتند،: علامه حلي در يکي از کتاب هاي خود وصيت مي کنند به که مراقب رفتار با سادات باشيد و در تجليل و تکريم آنها کوتاهي نکنيد؛ بنابراين علما و بزرگان سلف همه افتخارشان اين بود که به سادات احترام بگذارند.
ايشان با اشاره به اين تجليل از سادات بايد به صورت جهاني انجام شود، و تا ظهور حضرت حجت (ع) ادامه داشته باشد،‌ يادآور شدند: وجود سادات در جامعه برکت است و بسياري از بلا ها در جامعه را رفع مي کنند.
اين مرجع تقليد ادامه دادند: به کساني که اين برنامه را ترتيب دادند ، تبريک مي گويم چون مجلسي بسيار پر عظمت است و امروز در هيچ جاي دنيا نظير چنين جلسه‌اي وجود ندارد، قطعا اين مجلس مورد عنايت و توجه ولي‌عصر (عج) است و برکات الهي و ملائکه آسمان بيش از اين جمعيت در اين مجلس حضور دارند.
معظم له در پايان خاطرنشان کردند: اميدواريم خداوند متعال ما را از همه اين فيوضات معنوي بهره مند کند و شيعيان اهل بيت (ع) را در همه دنيا نصرت عطا کند به ويژه شيعيان بحرين را که دشمنان فراواني دارند و به همه ما توفيق دهد که در اين عصر به وظايفي که در برابر اسلام و احکام و سنت هاي اسلام و حفظ دين داريم به خوبي عمل کنيم.     


+ نوشته شده در  جمعه هشتم دی 1391ساعت 18:40  توسط فیروزه سادات میرکاظمی  | 

روایتی از سادات 1

خانمی از سادات همیشه در هنگام خواب پس از خواندن قران تسبیحات حضرت زهرا س را با دست میگفت که ناگهان متوجه می شود در هر  کدام از بند های انگشتش ستاره ای سبز رنگ می درخشد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آذر 1391ساعت 13:41  توسط فیروزه سادات میرکاظمی  | 

روایتی از سادات 2

در روستایی به نام اسفرجان که بیشتر اهالی ان از سادات هستند معجزات زیادی دیده شده از جمله شبی خانمی که دارای بیماری نا علاج بوده در بیمارستان خواب میبیند پیرزنی به نام زهرا در کنار جاده این روستا اب در استین خود کرده به او داده وشفا یافته .خانواده مریض این روستا را پیدا کرده و دقیقا همان پیر زن را در کنار جاده میبیند و بعد از ان ماجرا را برای پیر زن تعریف کرده واز او اب را طلب میکنند مریض با خوردن ان اب شفا یافت.برای شادی تمامی در گذشتگان وان پیر زن سادات صلوات

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آذر 1391ساعت 13:16  توسط فیروزه سادات میرکاظمی  |